دل سراپرده ی محبت اوست
ديده آيينه دار طلعت اوست.
من كه سر در نياورم به دو كوْن
گردنم زير بار منت اوست.
بی خيالش مباد منظر دل! -
زان كه اين گوشه خاص خلوت اوست.
دور مجنون گذشت و نوبت ماست:
هر كسی پنج روزه نوبت اوست.
من و دل گر فدا شديم چه باک
غرض اندر ميان، سلامت اوست.
من كه باشم در آن حرم كه صبا
پرده دار حريم حرمت اوست!
گر من آلوده دامنم چه زيان؟ -
همه عالم گواه عصمت اوست.
تو و توبا و، ما و قامت يار
- فكر هر كس به قدر همت اوست!
مُلكت عاشقی و گنج طرب
هر چه دارم ز يُمن دولت اوست.
فقر ظاهر مبين، كه حافظ را
سينه، گنجينه ی محبت اوست.
:: بازدید از این مطلب : 262
|
امتیاز مطلب : 202
|
تعداد امتیازدهندگان : 65
|
مجموع امتیاز : 65